لشکراسامه وبازخوانی تاریخی نبردمابااسرائیل...

رسول خدا (صلوات الله عليه) در لحظه اي چشم از اين جهان خاكي فرو بست و ديدار حق را لبيك گفت كه تا آخرين لحظه چشم نگرانش به لشكر اسامه بود، لشكري كه براي حمله به روم و در نتيجه فتح قدس و بيرون كشيدن آن از چنگ دشمنان اسلام ساخته و پرداخته شده بود...
اما دست انحراف يهود، اثر خود را بر اصل اين موضوع گذاشت و كساني در لباس صحابي رسول اكرم(صلوات الله عليه) اسلام عزيز را، دشمن شاد كردند و به نيت اِعمال فكر شيطاني خويش در به دست آوردن خلافت، اين هدف مقدس را ناتمام گذاشتند و شدند باعث انحرافي بزرگ در تاريخ اسلام، كه بايد در آن جهان جوابش را بدهند...
سال ها گذشت تا اينكه حكومت اسلامي به محور خويش
بازگشت و اميرالمومنين علي(عليه السلام) حكومت اسلامي را به دست گرفت. دوره
حكومت اميرالمومنين (عليه السلام) بر خلاف دوره زندگي رسول خدا(صلوات
الله عليه) كه جنگ و تقابل با كفر و شرك بود؛ تقابل اسلام ناب محمدي بود و
اسلام تئوريزه شده با تفكرات انحرافي(جنگ جمل و نهروان) و يهوديگري(جنگ
صفين)....
همه ديدند كه جنگ صفين، هدفش
اين بود كه همان كاري را به اتمام برساند كه در زمان پايان يافتن عمر
رسول گرامي اسلام(صلوات الله عليه) ابتر مانده بود، و اميرالمومنين (عليه
السلام) رفت تا نقطه حساس و مهم قدس و شامات را از چنگ دشمنان اسلام ناب
محمدي، بيرون كشد. اما شد آنچه را كه مي دانيد و اتفاق افتاد آنچه را كه
زياد شنيده ايد. اين بار دست انحرافگر يهود از آستين عمرو عاص بيرون آمد و
قرآن بر نيزه ها رفت، و فرياد هاي اميرالمومنين (عليه السلام) و ياران
وفادارش در كاغذپاره ناميدن آن قرآن ها و اصل بودن اميرالمومنين(عليه
السلام) بي نتيجه ماند. ماجراي حكميت اتفاق افتاد و در نتيجه قدس
همچنان در چنگ دشمنان اسلام باقي ماند...
باز مدتي گذشت تا اينكه امام
مجتبي (عليه السلام) و فقط به اندازه چندين ماه بر مسند خلافت تكيه زد.
امام حسن(عليه السلام) در همان آغاز قصد همان كاري را كرد كه سال ها
ناتمام مانده بود، و لشكر خويش را به نخيله فرستاد تا با تدارك حمله اي
قدرتمندانه فتنه اسلام يهودي شده را از بين ببرد و اسلام حقيقي را با تمام
قدرتش به جايگاه ويژه خودش برساند. غريب مدينه و تنهاترين سردار برازنده
امامي هست كه از 12000 نفر سربازي كه گرد آورده بود، با خودفروشي يكي از
سردارانش (عبيدالله بن عباس)،
به 4000 نفر تقليل يافت و اين مردك بدبخت، خود و 8000 سرباز امام غريب را
در اختيار معاويه قرار داد، و شد خاتمه كار، آنچه را كه به صلح نامه امام
حسن(عليه السلام) و معاويه (عليه هاويه) مي شناسيد...
سيدالشهدا (عليه
السلام) نيز در مسير رسيدن به كوفه و تشكيل حكومت اسلامي سلاخي شد و خون
خود و اصحابش بر زمين گرم كربلا ريخت، تا جريان انحراف و يهوديگري نفس
راحتي بكشد و آخرين حركت منسجم براي از ميان رفتنش را در نطفه خفه كند...
با
توطئه خواص اين انحراف شروع شد و با حقه بازي و خودفروشي برخي ديگر ادامه
يافت تا اينكه جريان ولايت را به حاشيه راندند. اين جريان ادامه يافت تا
اينكه نداي "آزاد سازي قدس شريف" بعد از قرنها در جهان مجددا طنين افكند، و
اين بار مردي از نسل رسول اكرم(صلوات الله عليه) و اوصياي خدا پرچم
مبارزه با دشمنان اسلام عزيز را در جهان به احتزاز درآورد، و بزرگترين هدف
خويش را از بين بردن غده اي سرطاني به نام "اسرائيل" معرفي كرد...
امام خميني (ره) اعتقاد به آرماني را فرياد زد
كه، 1400 سال است چشم شيعه از آن برداشته نشده است، و حتي در كوران مصيبت
ها و سركوب شدن ها، اين هدف بسيار بزرگ را با تمام قدرت پاس داشته است.

اما
امروز در كشور من، كشوري كه داعيه دار اسلام ناب محمدي است، و خون ها به
خاطر آن بر زمين ريخته شده است، و جانبازي ها و ايثارگري ها براي آن شده
است، و نور چشم همه مظلومان جهان است براي آزادي از چنگال استكبار هميشه
در جريان تاريخ؛ كساني پيدا شده اند، كه در لباس دين دم از مصالحه با يهود
و اسرائيل و غاصبان قدس شريف مي زنند، و اين موضوع را در انواع مختلف
بيان مي كنند، گاهي در لباس دوستي با مردم اسرائيل و گاهي در اينكه سر جنگ
با اسرائيل نداريم. انگار قرآن براي آنها فقط تزئين كننده طاقچه خانه
اشان است، و اثبابی برای سنديت مسلماني آنها...
انگار مي
شود احساس كرد كه، ولايت را رها كرده اند، و قرآن بر نيزه كرده اند، و يا
به طمع خلافت دست از لشكر اسامه شسته اند، و يا خود را به دينارهاي معاويه
فروخته اند، و اين انحراف هر چند تكراري و پوسيده، اما هنوز در متن جريان
بر حق اسلام عزيز زنده است، و كار خويش را انجام مي دهد...
توصيه اي به بزرگواراني كه از بردن نامشان خجالت مي كشم...
-امر
ولايت(به تبع امر خداوند بزرگ در قرآن)، مبارزه هست با دشمني كه هميشه در
دشمني خويش سنگ تمام گذاشته است، لطفا لشكر اسامه را ترك نكنيد،كه براي
خودتان عاقبتي ندارد...
-به طمع خلافت و كرسي رياست، از سربازي و جان
بركفي در راه خدا و در لشكر اسلام، جا نمانيد، شايد رها كردن اين لشكر كه
لياقتي بيشتر از رياست مي خواهد، آخرو عاقبت به شرتان كند...
-گول مال و
منال دنيا را نخوريد، در مقابل اسلام، هميشه جريان معاويه محور، دينارها و
دلارهايش آدم هاي زيادي را راهي جهنم كرده است، راه حق سختي هايي دارد
كه، به نتيجه اش مي ارزد...
-هر وقت شما كه خواص هستيد به نداي ناحق
معاويه لبيك مي گوييد، جريان نخيله پيش مي آيد و گروه بيشماري به تبعيت از
شما لشكر حق را ترك مي كنند، چون آنها ملاك را نام و مقام افرادي چون شما
گرفته اند، لطفا علت به انحراف رفتن ديگران هم نشويد...
منبع :عرش نیوز
ماباورداريم به روزي که ازاقوام گوناگون برپايه محبت به دورهم جمع وبهشت رادرزمين برپا خواهيم کرد...