عکس های زیبا ازروستای کرمانج زبان "برارود" گالری شماره 1


...من ندیدم دھشان ،
بی گمان پای چپرھاشان جا پای خداست .
ماھتاب آنجا ، میکند روشن پھنای کلام .
بی گمان در ده بالادست ، چینه ھا کوتاه است .
مردمش میدانند ، که شقایق چه گلی است .
بی گمان آنجا آبی ، آبی است .
غنچه ای میشکفد ، اھل ده با خبرند .
چه دھی باید باشد.
کوچه باغش پر موسیقی باد...
 

Iran-Gilan-Rudbar

(Rahmatabad-Khorgam-Amarlu)


 برای مشاهده تصاویرفوق به ادامه مطلب مراجعه فرمایید 
ادامه نوشته

زلزله سال ۶۹ رودبار...

 

پنجشنبه 31 خردادماه 1369 برابر با 21 ژوئن 1990  سالروز یکی از تلخ‌ترین وقایع قرن بیستم برای ایران است، روزی که هیچ زبانی قدرت توصیف تلخی آن را ندارد و هیچ دلی طاقت بازخوانی خاطراتش را، زلزله‌ای که  شهرهای رودبار، منجیل، لوشان و 700 روستای اطراف را به نابودی کشاند، مردمانی که خانواده‌شان را به‌طور کامل در این حادثه از دست دادند، جام جهانی‌ای که زهرمار شد، «31/ 3/ 1369 ــ بر اثر زلزله» که  تصویر حدود  80 درصد سنگ قبرهای آرامستان منجیل شد، و آوارگان و بازماندگانی که حتی قاب عکس خانوادگی‌شان زیر آوار جا ماند تا هیچ یادگاری از درگذشتگانشان نداشته باشند.

هیچ‌کس نمی‌داند چه‌زمانی زلزله می‌آید و به‌یقین کنترل اوضاع برای مقابله کامل با زلزله کار دشواری است، مرگ بخشی از حقیقت زندگی است ولی این اصول  نمی‌تواند از شدت غم این حادثه بکاهد.

شب 31 خردادماه فرا می‌رسد، یکی از شب‌های داغ جام جهانی 1990 ایتالیا، بازی‌ها به دور سوم گروهی رسیده و حساسیت‌ها برای فوتبال‌دوستان آن‌قدر بالا بود که رنج دیر خوابیدن را به جان بخرند و تا پاسی از شب پای گیرنده منتظر بمانند تا بازی با تأخیر روی آنتن برود.  لذت فوتبال دیدن برای فوتبالی‌هایی که به دیدن بازی با تأخیر عادت کرده بودند و برای لذت بردن از فوتبال و ندانستن نتیجه خود را در محاق خبری قرار می‌دادند، تازه معنا پیدا کرده بود.

خیلی‌ها در رودبار و منجیل، سوت آغاز بازی را شنیدند اما مردمی که پای تلویزیون‌های سیاه و سفید بلر قدیمی نشسته بودند تک‌گل بازی را که مولر مهاجم تعویضی برزیل در دقیقه 80 زد، ندیدند. زلزله 7.3ریشتری اواسط بازی آمد؛ مطمئناً اگر بازی، زنده پخش نمی‌شد تلفات زلزله بیشتر از اینها بود... .

زلزله مصیبت‌بار 31 خرداد 69، بر اساس آمارهای غیررسمی تا 37 هزار کشته و 400 هزار بی‌خانمان (در طارم، رودبار، منجیل و ...) به جای گذاشت و با تخریب 100 هزار واحد ساختمانی، یکی از بزرگ‌ترین خسارات را به مناطق شهری ایران در قرن بیستم وارد کرد و شهرها و روستاهای فراوانی را به‌شدت تخریب کرد.

علت بالا بودن خسارات جانی در زلزله منجیل در حقیقت، خطا در اعلام کانون زلزله بود؛ چراکه در آن زمان به‌دلیل محدود بودن ایستگاه‌های لرزه‌نگاری، کانون زلزله منطقه دیلمان در استان گیلان اعلام شد و از این رو زمان طلایی برای امداد رسانی به مناطقی که خسارات جدی به آنها وارد شده بود از دست رفت؛ این زمان طلایی برای نجات آسیب دیدگان در زلزله 24 تا 72 ساعت است.

تا چند روز پس از این رخداد، هیچ‌کس از آن خبر نداشت و کسی نمی‌دانست دقیقاً چه اتفاقی افتاده است. وقتی خبر زمین‌لرزه آن‌هم پس از تأخیر از تلویزیون ایران پخش شد، نشانی مرکز زلزله به‌غلط رشت و دیلمان اعلام شد که گمراه‌کننده بود و هنوز مشخص نشده بود که در رودبار چه شده که پس از چند روز عمق فاجعه معلوم شد. دلیل خطا در اعلام مرکز زمین‌لرزه محدود بودن ایستگاه‌های لرزه‌نگاری در آن زمان اعلام شد. چهار روز پس از زلزله که زمان طلایی کمک عملاً از دست رفته بود، عملیات امدادرسانی به این مناطق آغاز شد.

مقاله ای ارزشمند درباره کتاب "مهمت بایراک" کرد وترک شانس نام آور ترکیه بنام "کردهای علوی خراسان"...

رهیافت ها و دریافت های تازه ای از کردهای کرمانج

(کرمانجها از آیین میترایی و ارزش های زرتشتی تا علوی گری و تشیع ...از درسیم که روزگاری در محدوده ایران صفوی بوده تا خراسان ...وازجهانگشایی های شاه اسماعیل صفوی سنجاری و نادر شاه هفت شرانلو...)

 

 

 برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

ادامه نوشته

گزارشی درباره کرمانجهای عمارلوی گیلان...

 

تاریخ و سرگذشت کُرمانج های گیلان

کُردهای این منطقه هم تبار و هم ایل کُردهای خراسان؛ کُرمانج ها می باشند که آنها نیز در حوالی سالهای ۱۶۰۴ میلادی (۹۸۳ هجری شمسی) یعنی حدود ۴۰۰ سال قبل از مناطق کُردنشین شمالی (شرق و جنوب شرق کشور ترکیه ی امروزی) در یک فرآیند کوچ چند ساله به سوی خراسان حرکت نموده اند. بعد از ساکن شدن کُردها در خراسان در زمان حکومت صفویان – که البته پیش و بعد از تاریخ ۱۶۰۴ نیز گروه هایی از کُردها به خراسان کوچ نموده اند – و حدود ۱۳۰ سال بعد از تاریخ ورود آنها به خراسان در سال ۱۱۴۵ هجری قمری (۱۱۱۲ شمسی و ۱۷۳۳میلادی) گروهی از آنها که بیشتر از ایل آماران بودند، به سوی شمال ایران کوچ کردند. لازم به ذکر است که ایل آمارلو در آن زمان بیشتر در منطقه ی دشت ماروسک نیشابور – که آن زمان تحت فرمانروایی ایلخانی قوچان بودند – همچنین اطراف قوچان و بجنورد زندگی می کردند، برخی ساکن در روستاها و شهرها و برخی کوچرو. در اوایل زمامداری نادرشاه افشار که خود فرزندی از کُردهای خراسان بود گروهی از افراد ایل ئاماران (آمارلو، عمارلو، انبارلو) به فرماندهی چند تن از خوانین و بزرگان ایل به سمت گیلان کوچ نموده و در مناطق ییلاقی اطراف رودبار و منجیل ساکن شدند. از این خوانین و بزرگان که بعد در نواحی شمال ساکن شدند، میتوان: ولی خان آمارلویی و محمدخان درروستا جیرنده، روشن سلطان درروستا جلیسه ومحمد رضا کلانتر در روستا سرمل، رستم خان درروستا منجیل، شابنده در فاراب، ذوالفقار خان در دیلمان، حق وردی خان در رودبار، شاقلان خان در نورالعرش وپیرامون ؛محمد سلیم خان درپیر کوه، اسفندیار خان(بیگ)در لیاول علیا و خداوردی سلطان درحاجیده رحمت آبادو محمدعلی خان درجلالده،شعمی خان درپشتکلاه را نام برد . دلیل این کوچ را برخی منابع مستند و همچنین گفته های قدیمی ها و افراد آگاه لزوم ایستادگی آنها در برابر هجوم روسها از شمال ذکر کرده اند، لیکن ممکن است دلایل دیگری مثل اختلاف آنها با خوانین قوچان نیز در میان باشد؛ این یک گمان است. این گونه کوچ ها چه از سوی دولت مرکزی و چه ایلخانی های محلی صورت می گرفت و به عنوان مثال گاهی افراد یک ایل از مناطق بجنورد یا قوچان به اجبار به مناطق سرخس و کلات نادری کوچ داده می شدند. البته برخی از کُردهای شمال ایران ظاهرا در همان زمان توقف یکی دو ساله ی کُردها در مناطق اطراف تهران و ورامین و قبل از حرکت به سوی خراسان از جمع جدا شده و در شهرها و مناطق اطراف مثل قزوین، دماوند، شمیرانات و سایر مناطق ساکن می شوند. همانگونه که می دانیم ایل های همنام کُردهای خراسان مثل سیل سپورانلو، قراچورلو و غیره امروزه در قزوین و برخی مناطق اطراف تهران نیز زندگی می کنند.

 برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

ادامه نوشته

تهدید معماری های ناهمگون و نادرست در ییلاقات کشور...

مجتبی حسین پور:

طی سالهای اخیر شاهد حجم زیادی از ساخت و سازهای بی رویه عده ای از افراد متمول در مناطق خوش آب وهوای کشور هستیم  که در جاهایی دیگر آن مناطق رابا آب و هوا و طبیعت مثال زدنی اش نمی شناسند که با ساختمان هایی می شناسند که در هر گوشه این مناطق  زیبا سر بلند کرده و همچون زگیلی زشت در آنجا خودنمایی می کنند.یک روند تقلیدگونه خطرناک درساختارمعماری مناطق خوش آب وهوا  کشورکه منشاء آن غربی وضداخلاقی می باشدومتاسفانه بدون درنظرگرفتن فرهنگ غنی ایرانی واسلامی  وباتخریب جنگل وفضاهای زیبای کوهستان درنقاط مختلف درجریان است . اثرات منفی روحی وروانی معماری برتمامی شون رفتار اجتماعی وفرهنگی انسان برکسی پوشیده نیست .آرامش روحی وروانی درمعماری ایرانی واسلامی یک امراثبات شده است وبه نظرمی آید نفوذ فرهنگی اشراف گرایانه و نادرست درحال شکل گرفتن است که می تواندآثارمخربی داشته باشد البته هرگونه پیشرفت ومحکم سازی دربافت روستایی باتوجه بافرهنگ وآداب وباادغام درمعماری زیبای سنتی مان یک ضرورت است که بین آن بامعماری غیرمتعارف وتجملی واشراف گونه بایدتفکیک قائل شد

دشت شقایق های وحشی در روستای لیاول علیا و ییلاقات خورگام...

 

برای مشاهده تمامی تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

گذری بر بلندای بام گیلان درفک

درفک نام قله‌ای دراستان گیلان و در رشته ‌کوه البرز غربی است, قله درفک به ارتفاع ۲۷۰۰ متر، بام استان گیلان و آتشفشان خاموشی است که بین دو شهرستان رودبار و سیاهکل بر بالای منطقه دیلمان، عمارلو و خورگام قرار دارد.

برای مشاهده تمامی تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

ادامه نوشته

روستاهای کوهستانی گیلان نزدیک است که به خانه سالمندان تبدیل شود...

زمانی که شعر خوشا به حالت ای روستایی چه پاک وخرم چه با صفایی… را می خوانیم در ذهنمان تصویری از یک روستای پر جنب وجوش را تصور می کنیم که دختران و پسران خردسال در حال بازی هستند، زنان روستا از چشمه آب می آورند، جوانان به همراه پدرانشان سَر زمین کشت وکار می کنند و در یک کلام، مفهومی از شادی، سادگی و کار در ذهنمان تداعی می شود .
نمی دانم آیا در پائیز و زمستان سری به روستاههای کوهستانی گیلان از اشکور، عمارلو، خورگام و تالش زده اید؟
نگارنده بخاطر بررسی های میدانی متعدد در حوزه ی باستان شناسی و مردم شناسی در چند سال اخیر ماهیانه چند بار به کوهستان های گیلان می روم و پیمایش پیاده در مناطق کوهستانی و روستاها انجام می دهم و این مشکل و نابهنجاری را از نزدیک بارها دیده و لمس کرده ام.
معترفم که جامعه شناس نیستم بلکه آنچه را دیده ام و با روستائیان به گفتگو نشسته ام را می نویسم.
مردم کوهستان های گیلان به ۲ دسته کلی گالش ها یا همان چوپان های کوچرو که تابستان به مراتع کوهستان و در زمستان به جلگه و میان بند برمی گردند و کَلایی ها که ساکنان دائمی روستاههای کوهستان هستند تقسیم می شوند.
روستاهای کوهستانی گیلان چند مشکل بزرگ دارد که نزدیک است به بحران تبدیل شود...

 برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

ادامه نوشته

زیبایی عروسی سنتی کرمانجی در کلات نادری...

 

کلات شهری است در شمال شرقی استان خراسان رضوی که در میان کوه‌های هزارمسجد قرار گرفته‌است و از مشهد تا آن، ۱۴۵ کیلومتر جاده کوهستانی است.
کلات در لغت به معنی «آبادی و زیستگاه بر فراز کوه» است . اکثر مردم کلات را کردهای کرمانج تشکیل می‌دهند و زبان آن‌ها کردی کرمانجی (بادینانی) است.اقلیتی هم به زبان‌های ترکی و فارسی صحبت می‌کنند.شاید اصیل ترین مراسم همین برگزاری عروسی سنتی و تأکید بر پیشینه تاریخی و حضور مردم بالباس‌های محلی ایشان باشد که که هر سال برگزار می‌شود. دراین مراسم  اجرای موسیقی محلی، رقص محلی، حنابندان با هدف حفظ و احیاء آئین‌ها و مراسم سنتی شهرستان کلات برگزار می‌شود.

برای مشاهده متن کامل به همراه تمامی تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

ادامه نوشته

زندگی عشایر کرمانج خلخال...

 

در ایران یکی از مهم‌ترین مناطق کرمانج‌نشین، شمال خراسان است که تعدادی از آنها در دوره‌های متفاوت تاریخی و به‌ دنبال برخی تصمیم‌گیری‌ها و ضرورت‌های سیاسی در بسیاری از نقاط کشور پراکنده شده‌اند. منطقه‌ی خلخال نیز بنا‏ به ‌دلایلی پذیرای گروهی از این کردها شده است. قومی که در منطقه ،به کرد کرمانج معروف هستند  که از حدود 250 سال پیش از شمال خراسان به خلخال کوچانده شده اند. حضور کردها در منطقه خلخال  از زمان نادرشاه افشار آغاز شد.

پراکندگی کرمانج ها در نقاط مختلف ایران یک سنت سیاسی در شیوه کشورداری به شمار می رود از جمله در نواحی استان اردبیل در شهرستان خلخال که در حدود 20 روستا کرمانج وجود دارد که روستای کلستان یک از آنهاست.مهمترین محدوده عشایر کردنشین کرمانج در حال حاضر در شمال خلخال قراردارد.

 

برای مشاهده متن کامل به همراه تمامی تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

ادامه نوشته

نماد جام زرين عمارلو(خورگام كنوني) در ميدان ورودي شهر بره سر مركز بخش خورگام رودبار گيلان

 

 

جام زرين عمارلو(خورگام كنوني) با قطر دهانه ي 5.7، قطر کف 7 سانتي متر وارتفاع 5.11 سانتي متر به شماره ي 36-34 در موزه ي ملي ايران نگهداري مي شود. در اين جام که حالت استوانه اي دارد بالا و پايين ظرف در حاشيه ي زير لبه ي خارجي و نزديک کف با تزئينات زنجيره اي آراسته شده است. نوع تزئينات آن به نقوش زنجيره اي به هم پيوسته جام زرين املش شباهت دارد. اين اثر منحصربفرد در سطوح خارجي داراي دو صفحه مجزا است که در دو رديف و بر روي يکديگر نقش شده اند. در رديف زيرين نقش انساني زانو زده که گلداني بدست دارد اين نقش چهار بار از چپ به راست تکرار شده است. در وسط هرکدام از اين آدم ها، درخت زندگي در گلداني ديده مي شود که بالاتر از سطح زمين قرار گرفته و با رشته هايي به گلدان هاي در دست انسان متصل است. در رديف بالا نقش شيري درنده در حال حمله به گوزني چهار بار از چپ به راست تکرار شده است .شير با دست هاي بلند شده در حال فشار آوردن بر گوزني است که پاهاي عقبش به حالت زانو بر روي خاک قرار گرفته است. نمايش جزئيات اندام، چهره دو حيوان، دم برافراشته ي شير، شاخ از هم گشوده ي گوزن، موهاي بدن شير و گوزن به واقع گرايي نقش افزوده است. درنده خويي شير و تسليم گوزن در اين نقش به خوبي نشان داده شده است. در کف زيرين اين جام ، نقش ترنج و گل پنج پر ديده مي شود.
اين جام در منطقه خورگام رودبار در گيلان کشف شده است و قدمت آن به هزاره ي اول پيش از ميلاد باز مي گردد.

برگزاری جشنواره بزرگ اقوام با حضور افتخاری محسن میرزازاده در دره دشت...

جشنواره بزرگ اقوام با حضور پرشور مردم و علاقه مندان و با اجرای افتخاری محسن میرزازاده خواننده محبوب کرمانجی در روستای توریستی دره دشت بخش رحمت آباد و بلوکات شهرستان رودبار برگزار شد.

در این جشنواره بزرگ که با حضور خیل عظیمی از مردم در روستای توریستی دره دشت برگزار شد و با اجرای برنامه هایی از قبیل: عروس برون، اجرای موسیقی های محلی و کرمانجی، اجرای طنز همراه بود.

دره دشت، روستایی زیبا و تفریحی از توابع بخش رحمت آباد و بلوکات شهرستان رودبار در استان گیلان ایران است.

کوردهای منطقه ی رودبار از لحاظ تقسیمات جفرافیایی امروزه بیشتر در بخش «عمارلو» و «خورگام» همچنین بخش«رحمت آباد و بلوکات» شهرستان رودبار استان گیلان ساکن اند. کوردهای این منطقه هم تبار و هم ایل کوردهای خراسان؛ کرمانج ها می باشند که آنها نیز در حوالی سالهای ۱۶۰۴ میلادی (۹۸۳ هجری شمسی) یعنی حدود ۴۰۰ سال قبل از مناطق کردنشین شمالی (شرق و جنوب شرق کشور ترکیه ی امروزی) در یک فرآیند کوچ چند ساله در زمان صفویه به سوی خراسان حرکت نموده اند.

ایل امارلو (عمارلو)در آن زمان بیشتر در منطقه دشت ماروسک نیشابور، که تحت فرمانروایی ایلخانی قوچان بودند و همچنین در اطراف قوچان و بجنورد زندگی می کردند. عمارلویی ها سیصد سال قبل به امر نادرشاه افشار برای دفاع در مقابل روس تزاری به نواحی کوهستانی شهرستان رودبار در جنوب استان گیلان مهاجرت کردند.

دوری از طبیعت عامل افزایش بیماری های روانی...

به گفته محققان، علت شیوع بیشتر بیماری های روانی و اختلالات رفتاری در شهرها تاحدودی ناشی از کاهش دسترسی به طبیعت است.

پیتر کاهن، عضو تیم تحقیق از دانشگاه واشنگتن، در این باره می گوید: «شیوع شمار زیادی از بیماری ها ناشی از جدایی ما از محیط زیست طبیعی است.»

وی در ادامه عنوان می کند: «کودکانی که در شهرهای بزرگ رشد می کنند هرگز ستاره ها را ندیده اند. آیا می توانید تصور کنید که هرگز زیر آسمان پرنور و مملو از ستاره راه نرفته باشید. هرچقدر که شهرهای ما بزرگ تر می شوند، نمی دانیم چقدر و با چه سرعتی درحال نابودی رابطه مان با طبیعت بکر هستیم، طبیعتی که منبع وجودی ماست.»

 

در این مطالعه محققان استدلال می کنند که مردم باید با طبیعت تعامل برقرار کنند. باید بتوانند با احساست خود فواید فیزیکی و روانشناختی طبیعت را تجربه کنند. به عنوان مثال فقط نگاه کردن به طبیعت از پشت پنجره کافی نیست، بلکه نشستن بر روی چمن به وقت ناهار و خوردن ناهار یا راه رفتن با پای پیاده بر روی خاک می تواند تاثیرات شگرفی بر حال و احوال هر فرد داشته باشد.

شکوفه های بهاری در نقاط مختلف جهان...

برای مشاهده تمامی تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

 

ادامه نوشته

آیا کردها به خراسان تبعید شدند ؟

 

در زمان زمامداری پادشاهان امپراطوری عثمانی (۱۲۹۹ تا ۱۹۲۲ میلادی) در اوایل قرن هفدهم میلادی ظلم و ستم و سختگیری بر علویان ساکن در محدوده ی این حکومت افزایش می یابد. این ظلم و ستم از ده ها سال قبل در زمان سلطان سلیم یکم و دوم و همچنین سلیمان و دیگر فرمانروایان عثمانی در قرن شانزدهم میلادی وجود داشت. لازم به ذکر است علویت آئین و کیشی است که در میان مردم زیادی از کُرد و ترک و عرب و ترکمن در محدوده ی کشورهای ترکیه، عراق و سوریه کنونی رواج دارد و گرچه به اعتقاد برخی از صاحبنظران کیش و آئین علویت ریشه و بنیادی کهن تر از اسلام دارد لیکن تاثیر زیادی از مذهب شیعه در دین اسلام گرفته است و اشتراکاتی با آن دارد. علویان عرف و آداب خاصی در زمینه ی دعا و نیایش دارند و احترام ویژه ای برای پیشوایان مذهب تشیع قائل هستند...

 برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته